دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد
چو لاله، داغ هوایی که در جگر دارد
*همه چی منتفی شد. بی خیالی خوش تر است. شاید باید عادی زندگی کرد. شاید باید عادی نفس کشید و عادی تر از همه ی این ها مُرد. بی خیال. بی خیال من. همه چی کنسل شد. تا وقتی تو نخوای هیچی جواب نمی ده. سال پنجمی که خواستم و نشد. حوصله غر زدن هایی که نهایتش نه باشه رو ندارم. اگه 5 سال پیش سه ماه به کوب می خواستم بیام و نشد. اگه بعدش زودتر شروع کردم به تلاش و نشد. اگه بعدش ناامیدتر شدم و نشد. اگه سال قبل با نه اول کشیدم کنار. امسال دیگه طاقت همون نه اول رو هم ندارم. باور کن خسته ام. قسم نخوردم. اما با دلم عهد بستم ب
برچسب:
نویسنده: فاطمه رحمانی
تاريخ: يکشنبه
2 آبان
1395 ساعت: 18:05